گاهی یعنی همیشه ...
گاهی یعنی همین الان...
گاهی یعنی میشه نری ؟ میشه دلم برات تنگ نشه ؟ میشه تنهام نذاری ؟
فکر کنم هیچ وقت روزی که به عنوان یه آشنا تو موسسه دیدمت رو یادم نره
تمام لحظه های با هم بودنمون
تمام وقتایی که گفتیم بیا یه لحظه میخوام باهات حرف بزنم ، وقت داری ، حوصله داری حرف بزنیم ؟
تمام لحظه های باحال با کارخانه و بنی جمالی ، با مشیدی و ....
تمام زیر آبی هامون ،تمام فکرامون ....
تمام تناقص هامون با تفاهم هامون
و از همه مهم تر قراره سه تاییمون که هنوزم بهش پایبندم و با یادت بهش وفادارم .
دلم برای تو تنگ میشه . از پیشم میری ولی از دلم نه ... انشاءالله که به هدف هامون میرسیم و عوضشو در می یاریم ... موفق باشی عزیز تریینم

م . ن : با من قدم بزن تو این پیاده رو
من عاشقت شدم ، از پیش من نرو ...
برچسب:
نویسنده: کسری حسینی